لغت نامه دهخدا
سه پای. [ س ِ ] ( اِ مرکب ) بندروغ آب که میان آب نهند تا از گذرگاه بجائی دیگر روند. ( فرهنگ اسدی چ پاول هورن ).
سه پای. [ س ِ ] ( اِ مرکب ) بندروغ آب که میان آب نهند تا از گذرگاه بجائی دیگر روند. ( فرهنگ اسدی چ پاول هورن ).
بندرروغ آب که میان آب نهند تا از گذرگاه بجائی دیگر روند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نودوهفتمین دورهٔ تور دو فرانس شامل ۹ مرحلهٔ مسطح، ۶ مرحلهٔ کوهستانی (با سه پایان کوهستانی)، ۴ مرحلهٔ نیمهکوهستانی و ۲ تایم تریل انفرادی (شامل پرولوگ افتتاحیه در روتردام) بود.
💡 سه ایر باشم گر زانوان به ایر برآئی سه پای گردم گر... اگان بزانو بازی
💡 ز بهر پختن سودای وصل تست مدام نهاده دیگ هوس بر سه پای اندیشه
💡 این بازی از سه پایان متفاوت برخوردار بود.