سنگ بریدن
مترادفها
سنگتراشی
لغت نامه دهخدا
سنگ بریدن. [ س َ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) سنگ تراشیدن. ( آنندراج ):
کوهکن را خود بناخن سنگ می باید برید
جوی شیر و نقش شیرین کار هرمز دور نیست.( آنندراج از غوامض سخن بدون ذکر نام شاعر ).
فرهنگ فارسی
سنگ تراشیدن
جمله سازی با سنگ بریدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 جوی شیر از جگر سنگ بریدن سهل است هر که بر پای هوس تیشه زند کوهکن است
💡 هنر سنگ بریدن نیازمند صبر بسیار زیاد و دقت بسیار بالا است تا بتوان از قطعات خام و بیشکل، مجسمههایی هنری و بسیار زیبا خلق کرد.
💡 در دوران باستان، بسیاری از بناهای باشکوه و معابد بزرگ با استفاده از مهارت فوقالعاده سنگبریدان ماهر و ابزارهای ساده اما بسیار کارآمد ساخته شده بودند.
💡 آموزش حرفه سنگ بریدن در هنرهای دستی مدرن، ترکیبی از دانش مهندسی، شناخت متریال و خلاقیت هنری برای رسیدن به بهترین نتیجه ممکن است.