لغت نامه دهخدا
سنجن. [ س َ ج َ ] ( اِ ) این کلمه در بیت ذیل از ناصرخسرو آمده است و می نماید که مرادف سوزن یاصورتی از آن یا محرف کلمه دیگری باشد:
خویشتن دار چو احوال همی بینی
خیره بی رشته و هنجار مکش سنجن.ناصرخسرو ( دیوان چ تهران ص 310 ).
سنجن. [ س َ ج َ ] ( اِ ) این کلمه در بیت ذیل از ناصرخسرو آمده است و می نماید که مرادف سوزن یاصورتی از آن یا محرف کلمه دیگری باشد:
خویشتن دار چو احوال همی بینی
خیره بی رشته و هنجار مکش سنجن.ناصرخسرو ( دیوان چ تهران ص 310 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دریای (رودخانه) پنجشیر از شمال به سوی جنوب و جنوب شرق در جریان بوده، ولایت کاپیسا را از ولایت پروان جدا میسازد. کوههای سنجن، خمزرگر، ریگروان، بولغین و شیرخانخیل در این ولایت قرار گرفتهاند.