سن زدگی
مترادفها
پیری، سالخوردگی
متضادها
جوانی
لغت نامه دهخدا
سن زدگی. [ س ِ زَ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی سن زده. به آفت سن گرفتار شدگی.
فرهنگ فارسی
حالت و چگونگی سن زده
جمله سازی با سن زدگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اما جالب است بدانید کشت این گیاه ارزشمند به همراه گندم باعث میشود گندم از سن زدگی (یکی از آفات گندم) در امان بماند و جالبتر اینکه در کمک به بهبود کیفیت آرد مؤثر است.