لغت نامه دهخدا
سلسبیلی. [ س َ س َ ] ( ص نسبی ) انتسابی است به سلسبیل که نام بعضی ازخواجه های دارالخلافه بغداد بود. ( الانساب سمعانی ).
سلسبیلی. [ س َ س َ ] ( ص نسبی ) انتسابی است به سلسبیل که نام بعضی ازخواجه های دارالخلافه بغداد بود. ( الانساب سمعانی ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جنان و سلسبیلی هست اما جنان میخانه و می سلسبیل است
💡 به هر گام او سلسبیلی سبیل بجا خشک ماند ازآن خاک، نیل
💡 چو عین سلسبیلی شد روان از خط زیر لب بخور کاسی دو زان کوثر، علی چون ساقی آن است
💡 همچنین در بخش جوانِ برتر میراث فرهنگی، این جایزه به آیدین سلسبیلی گرافیست و تصویرگر شاهنامهٔ فردوسی به پاس قدردانی از تلاشهای او در زمینهٔ طراحی شاهنامهٔ سهبعدی و کاراکترهای اسطورهای ایرانی برای انیمیشن و بازیهای رایانهای و موزهٔ مجازی اشیاء باستانی ایران داده شد. او جایزهٔ خود را از دست پرویز پورحسینی و حجتالله شکیبا دریافت کرد.