لغت نامه دهخدا
سلامت روی. [ س َ م َ رَ ] ( حامص مرکب ) صرفه جویی واعتدال و کم خرجی. ( ناظم الاطباء ). || نظم و انتظام در معیشت و امور زندگانی. ( ناظم الاطباء ).
سلامت روی. [ س َ م َ رَ ] ( حامص مرکب ) صرفه جویی واعتدال و کم خرجی. ( ناظم الاطباء ). || نظم و انتظام در معیشت و امور زندگانی. ( ناظم الاطباء ).
صرفه جویی و اعتدال و کم خرجی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در ره عشق ای بلا، مهلت گامی بس است جان سلامت روی، باد فدای گزند
💡 از بس گزیده است سلامت روی مرا موج خطر به چشم من آغوش مادرست