سفندیار

لغت نامه دهخدا

سفندیار. [ س ِ ف َ ] ( اِخ ) اسفندیار:
راست گفتی سفندیارستی
برنهاده کلاه و بسته کمر.فرخی.رجوع به اسفندیار شود.

فرهنگ فارسی

اسفندیار

جمله سازی با سفندیار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شاهی، که شد بعهد وجود نبرد او معدوم نام رستم و نام سفندیار

💡 هر حمله ای که آری بوسه دهد ز جان بر نعل توسن تو جان سفندیار

💡 بهمن تو باش نار کف زر دهشت را در جام جم بسوز برسم سفندیار

💡 در خدمت رکاب تو گردان لشکرند با همت تهمتن و زور سفندیار

💡 هر شب طلب وصل که روئین دژ را هر روز سفندیار مهمان نرسد

بیشه یعنی چه؟
بیشه یعنی چه؟
کردار یعنی چه؟
کردار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز