لغت نامه دهخدا
سروشه. [ س ُ ش َ ] ( اِخ ) نزدیک به تلفظ اوستایی سروش. ( از حاشیه برهان قاطع چ معین ). سروش است که جبرئیل باشدخصوصاً و ملائکه دیگر عموماً. ( برهان ) ( آنندراج ).
سروشه. [ س ُ ش َ ] ( اِخ ) نزدیک به تلفظ اوستایی سروش. ( از حاشیه برهان قاطع چ معین ). سروش است که جبرئیل باشدخصوصاً و ملائکه دیگر عموماً. ( برهان ) ( آنندراج ).
اسم: سروشه (دختر) (فارسی) (تلفظ: soruše) (فارسی: سروشه) (انگلیسی: sorushe)
معنی: منسوب به سروش، فرشته ی پیام آور، ( سروش، ه ( پسوند نسبت ) )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سروش که در اوستا به صورت مرغ سروشه که همان خروس است، ظاهر میشود، نماد اطاعت و تسلیم در برابر اهورامزدا بهشمار میآید. سروش پیک ایزدی و همانند آپولو در اساطیر یونان و روم است. طبق باور آیین مزدیسنا، فرشتهٔ سروش بر فراز کوه البرز کاخی دارد، که با یکهزار ستون به خودی خود روشن و ستارهنشان است (یسنه ۵۷، بند ۱۰). گردونهٔ او را در آسمان، چهار اسب نر درخشان و تیزرو با سمهای زرین میرانند. هیچ موجودی از ایشان پیشی نمیگیرد و بدینگونه است که او دشمنان خود را در هر کجا که باشند، دستگیر میکند.