سرود گویان

لغت نامه دهخدا

سرودگویان. [ س ُ ] ( ق مرکب ) در حال سرود گفتن:
هر دم ز دیار خویش پویان
بر نجد شدی سرودگویان.نظامی.رجوع به سرود شود.

فرهنگ فارسی

در حال سرود گفتن

جمله سازی با سرود گویان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هردم ز دیار خویش پویان بر نجد شدی سرود گویان

💡 شد در ره او به فرق پویان با خویشتن این سرود گویان

💡 بدان زمانه ندیدی که در جهان رفتی سرود گویان، گویی هزاردستان بود

انسجام یعنی چه؟
انسجام یعنی چه؟
اپراتور یعنی چه؟
اپراتور یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز