لغت نامه دهخدا
سرخان. [س َ ] ( اِخ ) نام یک ایرانی اصیل. ( ولف ):
یکی پارسی بود بس نامدار
که سرخانش خواندی همی شهریار.فردوسی ( شاهنامه چ بروخیم ج 8 ص 227 ).
سرخان. [ س َ ] ( اِخ ) دهی است چهار فرسخ در جنوب مشرق شمیل. ( فارسنامه ناصری ).
سرخان. [س َ ] ( اِخ ) نام یک ایرانی اصیل. ( ولف ):
یکی پارسی بود بس نامدار
که سرخانش خواندی همی شهریار.فردوسی ( شاهنامه چ بروخیم ج 8 ص 227 ).
سرخان. [ س َ ] ( اِخ ) دهی است چهار فرسخ در جنوب مشرق شمیل. ( فارسنامه ناصری ).
دهی است چهار فرسخ در جنوب مشرق شمیل
سرخان (ارزوئیه). سرخان، روستایی در دهستان صوغان بخش صوغان شهرستان ارزوئیه در استان کرمان ایران است. این روستا، مرکز دهستان صوغان است.
بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵، جمعیت این روستا برابر با ۴۱۳ نفر ( ۱۱۷ خانوار ) بوده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دهستان صوغان، یکی از دهستانهای بخش صوغان شهرستان ارزوئیه در استان کرمان ایران است. مرکز این دهستان، روستای سرخان است.
💡 دهستان پاقلعه شامل روستاهای : افکوس( پاقلعه) ٬کهنوج، کوشه (کیشه)، باب حیه، مرج. پیش اوستا، سرخان، ریسه میشود.
💡 باشگاه فوتبال سرخان ترمذ یک باشگاه فوتبال ازبکستانی در شهر ترمذ است. این تیم در سال ۱۹۶۸ تأسیس شده و اکنون در لیگ برتر فوتبال ازبکستان بازی میکند.
💡 ارتفاع آن ۴۶۴۳ متر بالاتر از سطح دریا است و در مرز دو کشور ازبکستان و تاجیکستان واقع شدهاست. این قله در کوهستان حصار در ولایت سرخان دریا ازبکستان واقع شدهاست.