لغت نامه دهخدا
سرتاج. [ س َ ] ( اِ مرکب ) گیسوپوش زنان. ( غیاث ) ( آنندراج ). یک نوع زینتی در سر زنان. ( ناظم الاطباء ).
سرتاج. [ س َ ] ( اِ مرکب ) گیسوپوش زنان. ( غیاث ) ( آنندراج ). یک نوع زینتی در سر زنان. ( ناظم الاطباء ).
گیسو پوش زنان یکنوع زینتی در سر زنان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هر گدایی نتواند که نهد بر سرتاج لایق دار انا الحق نبود هر حلاّج
💡 ز بر زیر آمد سرتاج ور سرش زیر پا گشت و پا زیر سر
💡 به ایران یکی چند گه شاه بود سرتاج او برتر از ماه بود
💡 سرتاج عزیز در ۲ ژانویه ۲۰۲۴، در سن ۹۴ سالگی درگذشت.
💡 بینداخت آن تاب داده کمند سرتاج شاه اندرآمد ببند