لغت نامه دهخدا
سربزی. [ س َ ب ُ ] ( اِخ ) دهی از دهستان نوروزآباد بخش سرخس شهرستان مشهد. دارای 140 تن سکنه. آب از قنات و رودخانه و محصول آن غلات است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9 ).
سربزی. [ س َ ب ُ ] ( اِخ ) دهی از دهستان نوروزآباد بخش سرخس شهرستان مشهد. دارای 140 تن سکنه. آب از قنات و رودخانه و محصول آن غلات است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جدی سر خود چو بز بریده کهافسانهٔ سربزی شنیده
💡 سر بزی کن سربزی کن گنگ کل کور وین نجاست از میان شاعران بردار