سرباز زدن

لغت نامه دهخدا

سر باززدن. [ س َ بازْ، زَ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از اعراض کردن. ( آنندراج ). ابا کردن. امتناع کردن. نافرمانی کردن. جموح. جماح. ( دهار ) ( ترجمان القرآن ): پس اگر روزی چند صبر باید کرد... عاقل از آن چگونه سر باززند. ( کلیله و دمنه ). شنیدم که سر از فرمان ملک باززد. ( سعدی ). سر از موافقت باززدم. ( سعدی ).

فرهنگ فارسی

سروازدن، سرتافتن، نافرمانی، سرپیچی کردن، ابا

جمله سازی با سرباز زدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بهانه ديگرى كه براى سرباز زدن از اين حديث متواتر و همچنين آيه موردبحث ذكر كرده اند اين است كه اگر پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) على (عليهالسلام ) را در غدير خم به ولايت و رهبرى و خلافت نصب كرده باشد، لازمهاش وجود دورهبر و دو پيشوا در زمان واحد خواهد بود!

💡 دگر بار قرآن به بهانه جوئيهاى مشركان به هنگام سرباز زدن از ايمان و اسلام مىپردازد و مى گويد: (مشركان چنين مى گويند كه چرا معجزه اى از ناحيه خداوند برپيامبر نازل نشده است ) (و يقولون لو لا انزل عليه آية من ربه ).

💡 سپس بحث را متوجه افراد سست و تنبل و ضعيف الايمان كه براى سرباز زدن از حضور دراين ميدان بزرگ به انواع بهانه ها متشبث مى شدند كرده، و با پيامبر (صلى اللّه عليهو آله و سلّم ) چنين مى گويد: (اگر غنيمتى آماده و سفرى نزديك بود به خاطر رسيدنبه متاع دنيا به زودى دعوت تو را اجابت مى كردند) و براى نشستن بر سر

💡 اما به من گزارش مى دهند كه برخلاف هماهنگى عمومى اى كه وجود دارد مغرضى زبانبه انتقاد و خرده گيرى گشوده، شما و موقعيت اجتماعى شان را چانپناه و سپربلاى خودقرار داده، و سرباز زدن شما از همكارى با ما را وسيله انحراف افكار عمومى ساخته است. شما، يا با ديگران خود را در مسيرى كه در پيش گرفته اند هماهنگ كنيد، و يا اينفرصت طلبان را از راهى كه در پيش دارند باز داريد.