سراق

لغت نامه دهخدا

سراق. [ س ُرْ را ] ( ع ص، اِ ) ج ِ سارق، بمعنی دزد. ( از آنندراج ). رجوع به سارق شود.

فرهنگ عمید

= سارق

فرهنگ فارسی

جمع سارق دزد

جمله سازی با سراق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گويند بناى (جرجان ) كه (استرآباد) باشد از بناهاى (يزيد بن المهلب )است و (مهلب ) همان كس ‍ است كه در زمان (عبدالملك مروان ) از جانب (حجاج )،عامل خراسان بود و (ابى صفره ) پدر (مهلب )، (ظالم بن سراق ازدى ) است كهاز شيعيان امير المومنين (ع ) و از رجال آنحضرت است و در بصره وفات يافت و،جناب بروى نماز گذاشت و (( وقدم يوم الجمل فقال لعلى عليه السلام اما والله لوشهدتكماقاتلك ازدى )).

کماندو یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
شکوه یعنی چه؟
شکوه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز