لغت نامه دهخدا
سجون. [ س ُ ] ( ع اِ )ج ِ سجن. ( اقرب الموارد ) ( دهار ). رجوع به سجن شود.
سجون. [ س ُ ] ( ع اِ )ج ِ سجن. ( اقرب الموارد ) ( دهار ). رجوع به سجن شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سید جودت قزوینی سرودن شعر را از عنفوان جوانی و زود هنگام آغاز کرد. وی بخشی از این قصیدهها را که پس از سال ۱۹۷۵ سروده بود در دو مجموعه منتشر کرد که مجموعهٔ نخست در سال ۱۹۸۰ در قاهره و مجموعة دوم در بیروت به سال ۱۹۸۵ منتشر گشته است. دکتر قزوینی سپس دیوان بلند خود بنام «المجموعة الشعریّة الأولی» را در سال ۱۹۹۷ منتشر کرد. از جمله سرودههای او قصیدهای است به نام "فناء فی سجون الغربة" که دکتر کریم وائلی در یکی از شمارههای مجلهٔ ادبی الموسم به نقد و بررسی آن پرداخته است.