ستوح

لغت نامه دهخدا

ستوح. [ ]( اِخ ) نام قلعه ای است ازاعمال فارس: و حصاری دیگر به قهر بستد که آن را ستوح گویند. ( فارسنامه ابن البلخی ص 115 ).

فرهنگ فارسی

نام قلعه ایست از اعمال فارس

جمله سازی با ستوح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 علاوه بر اين محوطعه باستاني کوراييم در نقات مختلف مورد کاوشهاي غير مجاز جويندگان عتيقه قرار گرفته که آاثار ان بر سطح و دامنه هاي تپه مشهود است. برداشتن خاک تپه براي مصارف مختلف ساختماني و کشاورزي دامنه هاي تپه را برش داده وانرا به صورت ستوح شيب دار در آورده‌است.علاوه بر عوامل مخرب انساني فوق عوامل جوي و اقليمي نيز نقش فراواني در تخريب و فرسايش محوطه باستاني شده‌اند. با توجه به اينکه تپه در محدوده داخل شهر کورائيم واقع شده و زمينهاي کشاورزي و منازل مسکوني از همه طرف آن را احاطه کرده‌اند براي جلو گيری از تخريب و دخل و تصرفات غير مجاز در آن تعيين عرصه و حريم و انجام بررسي و کاوش علمي باستانشناسي ضروري به نظر می‌رسد.

متریال یعنی چه؟
متریال یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز