ستم انگیختن

لغت نامه دهخدا

ستم انگیختن. [ س ِ ت َاَ ت َ ] ( مص مرکب ) ستم کردن. ظلم کردن:
نیست مبارک ستم انگیختن
آب خود و خون کسان ریختن.نظامی.

فرهنگ فارسی

ستم کردن ظلم کردن

جمله سازی با ستم انگیختن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نیست مبارک ستم انگیختن آب خود و خون کسان ریختن