لغت نامه دهخدا
سبزی کار. [ س َ ] ( نف مرکب ) کشت کننده سبزی های خوردنی. آنکه انواع رستنیها و سبزیهای خوردنی کارَد. شخصی که سبزی کارَد. کشت کننده سبزیهای خوردنی. || ( اِ مرکب ) آنجا که سبزی کشت شود. سبزی کاری.
سبزی کار. [ س َ ] ( نف مرکب ) کشت کننده سبزی های خوردنی. آنکه انواع رستنیها و سبزیهای خوردنی کارَد. شخصی که سبزی کارَد. کشت کننده سبزیهای خوردنی. || ( اِ مرکب ) آنجا که سبزی کشت شود. سبزی کاری.
کسی که پیشه اش کاشتن انواع سبزی های خوردنی است.
کشت کننده سبزیهای خوردنی
💡 در دو طرف جاده روستا و اطراف آن زنان و مردان و کودکانشان مشغول کشاورزی و عمدتا سبزی کاری هستند. بهترین سبزی کشور را میتوانید از روستای خانم آباد تهیه کنید. سبزیها برای فروش به شهرها و شهرستانهای اطراف از جمله کرمانشاه, ایلام, کردستان, پاوه, جوانرود, سرپل ذهاب, کرند, روانسر و کامیاران فرستاده می شود.
💡 جواد صفینژاد در ۹ شهریور ۱۳۰۸شمسی در شهر ری متولد شد. نیاکان او از لرهای بختیاری بودند. در سال ۱۳۳۲در رشته تاریخ و جغرافیا دانشگاه تهران پذیرفته شد و در سال ۱۳۳۶درجه لیسانس را دریافت کرد. سال ۱۳۴۵با همکاری نادر افشارنادری بخش مستقل مطالعات و تحقیقات عشایری را پایهگذاری کرد. او کاشف شیوه سنتی کشاورزی ایران «بُنه» است. همکاری با پژوهشکدههای متعدد علمی، انجام دهها طرح تحقیقاتی چون مطالعات میدانی در میان عشایر، تحقیق دربارهٔ سبزی کاری شهر ری و پیشینه جغرافیایی و تاریخی شمال خراسان و… از جمله فعالیتهای او است.