سباط

لغت نامه دهخدا

سباط. [ س ُ ] ( ع اِ ) نام ماهی است که برومی سباط گویند وسباط پیش از آذر است. ( از منتهی الارب ):
دو کانون و دو تشرین و پس آنگه
سباط و آذر و نیسان ایاراست.( نصاب الصبیان ).فارسی آن شباط است. رجوع به شباط شود.
سباط. [ س َ ] ( ع اِ ) تب. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

دراز طویل

جمله سازی با سباط

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 موی پیشانیم چو حق بگرفت در پی یار می روم به سباط

💡 گواه شيعه بر بيان امامتِ الهىِ اهل بيت توسط پيامبر، حديث ثقلين [كتاب اللّه و عترتى ]و حديث سفينه [مَثَل اهل بيتى كَمَثَل سفينة نوح...] است.دليل شيعه بر شمار امامان، حديث اثنى عشر [اثنى عشر نقيبا] است و گواه بر اين كهنخستين امامان الهى، على سپس ‍ حسن، بعد حسين اند، حديث غدير [من كنت مولاه فعلىّ مولاه ]وحديث منزلت [اَنْتَ مِنّى بمنزلة هارون مِن موسى...] و حديث كسا و حديث الحسن و الحسينسِبْطٌ مِن الا سباط است كه همگى در احاديث معتبر سنّى روايت شده اند.

شهرت یعنی چه؟
شهرت یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز