ساسر

لغت نامه دهخدا

ساسر. [ س َ ] ( اِ ) سارج. ( جهانگیری ) ( رشیدی ). سارج. کذا فی لسان الشعراء. ( شرفنامه منیری ). سارج است که سارباشد. ( برهان ) ( آنندراج ). سار. ( استینگاس ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به سار شود.
ساسر. [ س ُ ] ( اِ ) آن نی که از آن قلم سازند. ( شرفنامه منیری ) ( جهانگیری ) ( رشیدی ) ( الفاظ الادویه ). قلم و نی میان خالی که بدان چیزی نویسند. ( برهان ) ( آنندراج ) ( استینگاس ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به سار شود.
ساسر. [ س ِ ] ( اِخ ) ( کوه... ) یا کوه مقدس. تلی بود درچهارهزار و پانصدگزی روم. بسال 493 ق. م. پلبسها ( طبقات عامه ) روم چون تاب تحمل دیون پاتریسیوسها ( بزرگزادگان ) را نداشتند از آن شهر خارج شدند و بر تل ساسر مقام کردند. این تل از آن زمان مشهور گشت. ( از فرهنگ تمدن قدیم فوستل دوکولانژ ترجمه نصراﷲ فلسفی ).

فرهنگ عمید

= ساری۱
نوعی نی باریک که از آن برای نوشتن قلم درست می کنند.

فرهنگ فارسی

یا کوه مقدس

جمله سازی با ساسر

💡 بعقیده کارشناسان امنیت رایانه کرم ساسر مخرب‌ترین کرم در تاریخ اینترنت بود طبق برآورده‌های انجام شده تمام نسخه‌های ساسر نزدیک به یک میلیون رایانه را آلوده ساختند و میزان خسارتهای اعلام شده از طرف تعدادی از قربانیان در حدود یکصد و سی هزار یورو بود.

💡 و در صورت آلوده شدن به این کرم برای پاکسازی آن نیز می‌توان از ابزار حذف کرم ساسر استفاده نمود که اغلب شرکت‌های تولیدکننده نرم‌افزارهای ضدویروس ارائه کرده‌اند.

💡 بارگیری ابزار حذف کرم ساسر از سایت شرکت سیمانتک

💡 در ایران طبق گزارش‌هایی که توسط نمایندگی شرکت پاندا سکیوریتی اعلام شد بیشترین میزان آلودگی به کرم ساسر در دنیا متعلق به رایانه‌های کاربران ایرانی بود.