واژه «سابیدن» در زبان فارسی به معنای مالیدن یا کشیدن یک جسم بر روی جسم دیگر است بهگونهای که در اثر این تماس و اصطکاک، سطح آن نرمتر، صافتر یا تمیزتر شود. این فعل که در بسیاری از موارد هممعنی با «ساییدن» به کار میرود، نشاندهنده نوعی حرکت فیزیکی مداوم میان دو سطح است که میتواند اثرهای مختلفی ایجاد کند. یکی از کاربردهای رایج آن در امور روزمره، نرم کردن یا خرد کردن مواد غذایی است، مانند سابیدن ادویهجاتی همچون زعفران یا گردو برای آمادهسازی و استفاده در غذا. در کاربرد دیگر، سابیدن به معنای تمیز کردن و صیقل دادن سطوح به کار میرود، زمانی که با استفاده از ابزارهایی مانند سمباده یا سنگ، آلودگیها و زبریها از بین میرود و سطحی صاف و براق ایجاد میشود. همچنین این واژه در معنای فرسایش و ساییدگی نیز استفاده میشود، یعنی حالتی که در اثر تماس مداوم دو سطح، بهتدریج از کیفیت یا استحکام آنها کاسته میشود. برای مثال، سابیدن دندانها بر روی هم میتواند به مرور زمان باعث آسیب و فرسودگی آنها شود. در مجموع، این کلمه واژهای است که هم در معنای فیزیکی و عملی مانند ساییدن و نرم کردن کاربرد دارد و هم در معنای فرسایشی و تدریجی برای بیان اثر تماس مداوم میان اجسام به کار میرود.
سابیدن
لغت نامه دهخدا
سابیدن. [ دَ ] ( مص ) در تداول عوام بجای ساییدن. رجوع به ساییدن شود: کاسبی کاه سابی است.
فرهنگ معین
(دَ ) (مص مر. ) (عا. ) نک ساییدن.
فرهنگ عمید
= ساییدن: به بالا ستاره بساید همی / تنش را زمین برگراید همی (فردوسی: ۲/۱۷۶ حاشیه ).
فرهنگ فارسی
ساویدن، ساییدن، سودن، ساییده، سوده، کوبیده
( صفت ) در خور سابیدن ساییدنی.
فرهنگستان زبان و ادب
{flatting down, rubbing down} [مهندسی بسپار علوم و فنّاورى رنگ] کشیدن کاغذ سنبادۀ نرم خشک یا تر بر سطح مادۀ پوششی خشک برای نرم و صاف کردن سطح
ویکی واژه
(عا.)
نک ساییدن.
جمله سازی با سابیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ۱۷۹۹- سرهامفری دیوی تبدیل کار به حرارت را با آزمایش سابیدن یخ مطالعه کرد.
💡 تَغار یا تاغار ظرف سفالی نسبتاً بزرگی بوده است که در آن مایعاتی مانند آب و ماست یا غلاتی مانند گندم و جو میریختند. از آن برای سابیدن کشک نیز استفاده میکردهاند.