زیه

لغت نامه دهخدا

زیه. [ ی َ / ی ِ ] ( اِمص ) زایش. ایلاد. زادن. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ):
هنرشان همین است کاندر کمر
بگاه زیه مردم آرند بر.اسدی ( یادداشت ایضاً ).رجوع به «زه » و «زی » شود.
زیه. [ ی َ / ی ِ / زی ی َ / ی ِ ] ( اِ ) لثه. برآمدگی غضروفین که دندانها در آن جای دارد: گوشت زیه های من رفته است. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).

فرهنگ فارسی

لثه بر آمدگی غضروفین که دندانها در آن جای دارد.

جمله سازی با زیه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در مسابقات قهرمانی بانوان جهان ۱۹۹۶ زیه به سوزان پولگار از مجارستان باخت ولی در ۱۹۹۹ با شکست دادن آلیسا گالیمووا، بار دیگر به سوزان پولگار رسید ولی پولگار از رقابت با او سر باز زد و زیه قهرمان جهان اعلام شد.

💡 زیه جون (چینی: 谢军؛ زادهٔ ۳۰ اکتبر ۱۹۷۰) استادبزرگ شطرنج اهل جمهوری خلق چین و قهرمان زنان جهان در سال‌های ۱۹۹۶–۱۹۹۱ میلادی و نیز ۲۰۰۱–۱۹۹۹ میلادی بوده‌است. ریتینگ او ۲۵۷۴ در ژانویه ۲۰۰۸ ثبت شد. زیه به همراه الیزاوِتا بایکووا و هو ییفان، یکی از سه زنی است که توانستند دو بار عنوان قهرمانی شطرنج زنان جهان را به دست آوردند. او با مربی سابق خود، شااوبین ازدواج کرد.

پوشینه یعنی چه؟
پوشینه یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز