زیست کردن

لغت نامه دهخدا

زیست کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) زنده بودن. زیستن. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). رجوع به زیستن شود.

فرهنگ فارسی

زنده بودن زیستن

جمله سازی با زیست کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ماهیان خورد اندر حوض و جو می تواند زیست کردن ای عمو

ملخ یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
شب خانه یعنی چه؟
شب خانه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز