زیر طاق
مترادفها
زیر قوس
لغت نامه دهخدا
زیرطاق. ( اِخ ) دهی از دهستان هنام و بسطام است که در بخش سلسله شهرستان خرم آباد واقع است و 180 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).
جمله سازی با زیر طاق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در زیر طاق گنبد فیروزه هر که دید لب برگشاد و گفت چرا بسته چون خوی
💡 زیر طاق آسمانها جای خواب امن نیست بیم سیل نوبهار از سایه پل میچکد
💡 بگذر ز زیر طاق فلک بی توقفی کز اشکم این بنای کهن نم گرفته است
💡 به زیر طاق دو ابرو ساحرند او را که کرده اند مسخر عموم اردو را
💡 در زیر طاق صفهات، ارکان دولتمند همچون ستون ستاده به یک پای دایما
💡 در معماری سنتی ایرانی، عبور از زیر طاقهای بلند و مزین به کاشیکاری، تجربهای بسیار متفاوت و از نظر زیباییشناختی بسیار جذاب برای گردشگران است.
💡 باستانشناسان در جریان حفاریهای جدید، بقایای سکههای قدیمی را در فضایی قرار یافته که گویی زمانی زیر طاق یک قصر باشکوه بوده است.
💡 سایه سنگین این بنای تاریخی، زیر طاقهای سنگی آن، پناهگاهی برای عابران و مسافرانی است که از گرمای شدید خورشید در جستجوی خنکای بیشتر هستند.