لغت نامه دهخدا
زیاده طلب. [ دَ/ دِ طَ ل َ ] ( نف مرکب ) فراوان خواه. افزون خواه. که زیاده از حد متعارف خواهد. رجوع به ماده بعد شود.
زیاده طلب. [ دَ/ دِ طَ ل َ ] ( نف مرکب ) فراوان خواه. افزون خواه. که زیاده از حد متعارف خواهد. رجوع به ماده بعد شود.
فراوان خواه افزوان خواه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو نفس ناقص من کرد درفزونی کم من زیاده طلب درکمی فزون کردم
💡 آنچنان فرقه زیاده طلب که طلب میکنند پنج از چار
💡 واعظ اگر زیاده طلب باشی از جهان شکر است شکر نعمت از حد زیادتی!
💡 در ساغر زیاده طلب خون بود مدام نشتر همیشه در خم خون زیادت است