زهر ماری

لغت نامه دهخدا

زهرماری. [ زَ رِ ما ] ( ص نسبی، اِ مرکب ) مشروب مُسْکِر. کلمه آهرمنی، آشامیدنی. خوردنی هرچه باشد. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). منسوب به زهر مار. مانند زهر مار. چیز ناگوار و تلخ و نامطبوع و ناپسند. ( فرهنگ عامیانه جمال زاده ).

فرهنگ فارسی

مشروب مسکر منسوب به زهر مار

جمله سازی با زهر ماری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زتیرش زهر ماری کرده بر زه ز شمشیرش به شیر شرزه لرزه

کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
قلقلک یعنی چه؟
قلقلک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز