زنگ گیر
لغت نامه دهخدا
زنگ گیر. [ زَ ] ( نف مرکب ) فلز و جز آن که زنگ پذیرد. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
جمله سازی با زنگ گیر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ای ذوالفقار دست هدی زنگ گیر، زنگ کن بوتراب علم به زیر تراب شد