زنن

لغت نامه دهخدا

زنن. [ زَ ن َ ] ( ع ص ) ماء زنن؛ آب کم و تنک و کذا میاه زنن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || چاه که در وی آب هست یا نه معلوم نباشد. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). چاهی که معلوم نباشد در وی آب هست و یا نیست. ( ناظم الاطباء ).
زنن. [ زِ ن ُ ] ( اِخ ) رجوع به زنون شود.

جمله سازی با زنن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اقبال مردکار مکافات ظلم نیست زنن فتنه‌گر تو غافلی ادبار آگه است

اعتراف یعنی چه؟
اعتراف یعنی چه؟
یرتابوا یعنی چه؟
یرتابوا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز