لغت نامه دهخدا
زمین در. [ زَ دَ ] ( نف مرکب ) شکافنده زمین:
یکی جانور بد رونده ز جای
به سینه زمین در به تن سنگسای.اسدی.رجوع به ماده بعد شود.
زمین در. [ زَ دَ ] ( نف مرکب ) شکافنده زمین:
یکی جانور بد رونده ز جای
به سینه زمین در به تن سنگسای.اسدی.رجوع به ماده بعد شود.
شکافنده زمین
زمین در، روستایی در دهستان درپهن بخش سندرک شهرستان میناب در استان هرمزگان ایران است.
بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵، جمعیت این روستا برابر با ۲۷۵ نفر ( ۶۸ خانوار ) بوده است.
💡 میتوان رفتن به همت از زمین در آسمان بار عیسی گر همین باشد خری در کار نیست!
💡 آسمان پیش جمال او زمین گردد از آنک از جمال او زمین در آسمانی آمد است
💡 ورزشگاه شریف محل بازی شریف تیراسپول است و متعلق به شرکت شریف است. ساخت زمین در ۱ اوت ۲۰۰۰ آغاز شد و در ماه مه ۲۰۰۲ به پایان رسید و در ژوئیه ۲۰۰۲ افتتاح رسمی شد. این ورزشگاه در سال ۲۰۱۱ بازسازی شد. این ورزشگاه برای ۱۲۷۴۶ تماشاگر ظرفیت دارد و برای مسابقات بینالمللی فیفا/یوفا واجد شرایط است. در کنار بازیهای شریف تیراسپول، این ورزشگاه میزبان مسابقات تیم ملی مولداوی نیز است.
💡 اورانیوم-۲۳۵ برای راکتورها و جنگافزارهای هستهای اهمیت دارد، زیرا تنها ایزوتوپ اورانیوم است که در طبیعت روی زمین در مقادیر قابل توجهی که شکافپذیر است، وجود دارد. به این معنی که میتواند به دو یا سه قطعه (محصول شکافت) توسط نوترونهای حرارتی شکافته شود.
💡 سپس تمام قومهای روی زمین در مقابل من خواهند ایستاد و من
💡 در سایه اش ز جمله افتادگان زمین در موکبش زجمع جنیبت کشان فلک