زمیدان

لغت نامه دهخدا

زمیدان. [ زَ م َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان لاهیجان است که 300 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).

فرهنگ فارسی

دهی از دهستان حومه بخش مرکزی هیجان است

جمله سازی با زمیدان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سرگشته چو گوئیم از آن در خم چوگان کز روز ازل گوی زمیدان بربودیم

💡 شاه طبع ارچه بچوگانم زمیدان برده بود زیر پای اسب تو چون گو بسر بازآمدم

💡 زمیدان و درِ او جوی پیروزی و بهروزی که پیروزی و بهروزی از آن میدان و در خیزد

💡 چون زنان تا چند در خانه پی آرایشی مردوش در رزم نفس آی و زمیدان برمگرد

💡 چو سربازان به مردی جان سپارند زمیدان خسته لچمن را بیارند

💡 بگفت این و بگرفت دست جوان زمیدان به خرگاه خود شد روان

تنگه هرمز یعنی چه؟
تنگه هرمز یعنی چه؟
مریم یعنی چه؟
مریم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز