لغت نامه دهخدا
زشت سیرت. [ زِ رَ ] ( ص مرکب ) بدعمل.زشت کردار. ( ناظم الاطباء ). رجوع به ماده بعد شود.
زشت سیرت. [ زِ رَ ] ( ص مرکب ) بدعمل.زشت کردار. ( ناظم الاطباء ). رجوع به ماده بعد شود.
بدسیرت، بدکار، بدخو.
بد عمل زشت کردار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وی را ملامت کردم که چرا چنین کردی! گفت: سبحان الله تو را خوش آید چیزی که من مالک آن باشم و در آن بخیلی کنم، این زشت سیرتی باشد در میان عرب.