زرین سپر

لغت نامه دهخدا

زرین سپر. [ زَرْ ری س ِ پ َ ] ( اِ مرکب )سپر زرین. سپری ساخته از زر. سپر طلائی:
ز بس خود زرین و زرین سپر
بگردن برآورده رخشان تبر.فردوسی. || کنایه از خورشید:
ای پسر بنگر به چشم سر در این زرین سپر
کو ز جابلقا سحرگه قصد جابلسا کند.ناصرخسرو.رجوع به زرین و دیگر ترکیب های آن شود.

جمله سازی با زرین سپر

💡 نگه کن بدین ترگ و زرین سپر بدین پیل جنگی و این تخت زر

💡 بدین گونه تا خور بر آورد سر برآمد به بالا چو زرین سپر

💡 ز جوشن به پا مفرش انداختش ز زرین سپر سایبان ساختش

💡 نگر تا چه مایه ستام بزر هم از ترگ زرین و زرین سپر

💡 ز بس خود زرین و زرین سپر به گردن برآورده رخشان تبر

مطیع یعنی چه؟
مطیع یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز