واژه «زرینرسن» در زبان فارسی از دو جزء «زرین» به معنای طلایی و «رسن» به معنای طناب یا ریسمان تشکیل شده است و در معنای اصلی به طناب یا ریسمانی گفته میشود که از زر بافته شده باشد یا به سبب درخشندگی و ارزش، به طناب طلایی تشبیه گردد. این ترکیب در متون ادبی و شعر فارسی بیشتر جنبه استعاری و نمادین دارد و شاعران آن را برای تصویرسازیهای زیبا و خیالانگیز به کار بردهاند. «زرینرسن» نمادی از چیزی درخشان، ارزشمند و نورانی است که از آسمان به زمین پیوند مییابد. در ادبیات کلاسیک فارسی، این تعبیر بهویژه به خورشید و پرتوهای آن اشاره دارد و گاه خورشید را «یوسف زرینرسن» مینامند؛ زیرا همانگونه که حضرت یوسف از چاه بیرون آورده شد، خورشید نیز هر بامداد از افق سر برمیآورد و رشتههای نور خود را بر جهان میگستراند. از این رو «زرینرسن» در بسیاری از اشعار کنایه از شعاع خورشید، نور صبحگاهی یا پیوند روشنایی میان آسمان و زمین است. این واژه علاوه بر معنای ظاهری خود، مفاهیمی چون شکوه، زیبایی، روشنایی، رهایی و امید را نیز در ذهن تداعی میکند و به همین دلیل از ترکیبات برجسته و خیالانگیز زبان و ادب فارسی به شمار میآید.
زرین رسن
لغت نامه دهخدا
زرین رسن. [ زَرْ ری رَ س َ ] ( اِ مرکب ) رسنی بافته از زر. رسن طلائی. || زرین رسن و یوسف زرین رسن کنایه از خورشید و شعاع آن:
از چاه دی رسته به فن این یوسف زرین رسن
وز ابر مصری پیرهن اشک زلیخا ریخته
آن یوسف گردون نشین عیسی پاکش هم قرین
دردلو رفته پیش از این آتش به صحرا ریخته
زرین رسنها بافته در دلو از آن بشتافته
ره سوی دریا یافته تلخاب دریاریخته.خاقانی ( دیوان چ عبدالرسولی ص 390 ).صبح که شد یوسف زرین رسن
چاه کنان در زنخ یاسمن.نظامی.رجوع به زرین و دیگر ترکیبهای آن شود.
فرهنگ فارسی
رسنی بافته از زر رسن طئی
جمله سازی با زرین رسن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا بدو آب سعادت دهد از چشمه خضر دلو خورشید گهر چنبر زرین رسن است
💡 چو چرخ این یوسف زرین رسن را برآورد از چه مشرق به بالا
💡 ذره چه سایه دارد آن سایهام به عینه زرین رسن فرو کن وز چه مرا برآور
💡 چو زرین رسن را بچنبر در آرند دل چرخ پیروزه چنبر بلرزد
💡 ای کعبهٔ جهان گرد، وی زمزم رسن در زرین رسن نمائی چون زمزم آیی از بر