زروح

لغت نامه دهخدا

زروح. [ زَ وَ ] ( ع اِ ) پشته خرد یا پشته پهنا پست یا ریگ توده کج. زروحة. ج، زراوح. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

جمله سازی با زروح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بگازر که لباس شعر قاری زروح پاک سعدی شد مطهر

💡 پری صفت زنظرها نهفته میگذری مگر زروح مجرد سرشته شد گل تو

💡 گر مریمی زروح قدس بارور شود شاید که زاده اش چو تو عیسی دم اوفتد

بشقاب یعنی چه؟
بشقاب یعنی چه؟
نرده یعنی چه؟
نرده یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز