زحل سیما

لغت نامه دهخدا

زحل سیما. [ زُ ح َ ] ( ص مرکب ) در این بیت خاقانی کنایت از تیره رنگ و کدر آمده است:
قطب وارم بر سر یک نقطه دارد چارمیخ
این دو مریخ ذنب فعل زحل سیمای من.خاقانی.

جمله سازی با زحل سیما

💡 قطب‌وارم بر سر یک نقطه دارد چار میخ این دو مریخ ذنب فعل زحل سیمای من