زایرین
لغت نامه دهخدا
زایرین. [ ی ِ ] ( ع ص، اِ ) زائرین. ج ِ زائر در حالت نصب یا جر. رجوع به زایر شود.
جمله سازی با زایرین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سید شاه قباد ولی با وجودی که فاقد تحصیلات حوزوی یا کلاسیک بوده اما مردی شریف و متدین و صاحب کرامت بوده از جایگاه ویژهای درمیان مسلمانان منطقه برخوردار بودهاست چنانچه مدفن وی همچنان زایرین و بازدیدکنندگان فراوانی دارد.