ریمله

لغت نامه دهخدا

ریمله. [ ل ِ ] ( اِخ ) نام یکی از دهستانهای بخش حومه شهرستان خرم آباد. این دهستان در شمال شهرستان واقع و حدود آن از شمال، بخش سلسله. از خاور، دهستان ده پیر. از باختر، سفیدکوه و دهستان ناوه کش و از جنوب، خرم آباد است. موقعیت طبیعی: تپه ماهور و کوهستانی. هوا: معتدل و سردسیر. آب آن از رودخانه خرم آباد و چشمه ها. بلندترین کوههای آن سیاه و سفیده کوه است و دارای 38 آبادی و حدود 6400 تن سکنه است. دیه های مهم آن سراب تلخ پیر حیاتی، پاپی خالدار بالا و قلعه نوریمله است. ساکنان از طایفه حسنوند و بیرالوندو طوایف مختلفند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
ریمله. [ ل ِ] ( اِخ ) دهی از بخش حومه شهرستان خرم آباد. 24 تن سکنه دارد. آب آن از چشمه و سراب و محصول عمده آنجا غلات و صیفی و لبنیات و صنایع دستی زنان فرش و سیاه چادر بافی است. ساکنان از طایفه بیرالوند هستند و ییلاق و قشلاق می روند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).

فرهنگ فارسی

ده از بخش حومه شهرستان خرم آباد

جمله سازی با ریمله

💡 جمعیت کل منطقه ریمله، شامل حدود ده پارچه آبادی تقریباً پنج هزار نفر است

💡 از مناطق دیدنی آن می‌توان جدا از زیبایی چهار فصل کل منطقه به قلعه قدیمی و تاریخی آن اشاره کرد که در وسط ریمله اصلی قرار دارد.

💡 یکی از معروف‌ترین گیاهان کوهی و مصرفی این منطقه که شهرت استانی دارد زرشک ریمله است. منطقه ریمله معدن اصلی گیاهان دارویی و مصرفی و درختان زالزاک و گلابی وحشی و … کشت اصلی این منطقه گندم، جو، نخود، عدس، و در سالهای اخیر سیر و زعفران و …

💡 ریمله هم‌اکنون یکی از تاریخی‌ترین و بکرترین مناطق و روستاهای شهر خرم‌آباد است

💡 تپه قبرستان ریمله مربوط به دوران پیش از تاریخ ایران باستان است و در شهرستان خرم‌آباد، بخش مرکزی، روستای ریمله واقع شده و این اثر در تاریخ ۷ آذر ۱۳۸۳ با شمارهٔ ثبت ۱۱۲۱۹ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.