لغت نامه دهخدا
روزه شکن. [ زَ / زِ ش ِ ک َ ] ( نف مرکب ) مفطر. مبطل روزه.
روزه شکن. [ زَ / زِ ش ِ ک َ ] ( نف مرکب ) مفطر. مبطل روزه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 امیر کرد مرا امتحان به خطّ و سخن به روزِ غُرّۀ شَوّال عیدِ روزه شکن