روزه شکن

مترادف‌ها

افطار کننده

لغت نامه دهخدا

روزه شکن. [ زَ / زِ ش ِ ک َ ] ( نف مرکب ) مفطر. مبطل روزه.

جمله سازی با روزه شکن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 امیر کرد مرا امتحان به خطّ و سخن به روزِ غُرّۀ شَوّال عیدِ روزه شکن

💡 استفاده از خرما به عنوان اولین غذای روزه شکن، سنتی قدیمی است که علاوه بر ارزش مذهبی، فواید تغذیه‌ای بسیار زیادی برای بدن دارد.

💡 تهیه یک وعده غذای سبک و مقوی برای زمان روزه شکن، کمک می‌کند تا سیستم گوارش پس از ساعت‌ها گرسنگی دچار مشکل نشود.

💡 در ماه رمضان، انواع مختلفی از نوشیدنی‌های خنک و شیرین به عنوان روزه شکن در سفره‌های خانواده‌های ایرانی مشاهده می‌شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران