روزه داشت

لغت نامه دهخدا

روزه داشت. [ زَ / زِ ] ( مص مرکب مرخم ) روزه داشتن:
مسلم کسی را بود روزه داشت
که درمانده ای را دهد نان و چاشت.( بوستان ).و رجوع به روزه داشتن شود.

فرهنگ فارسی

روزه داشتن

جمله سازی با روزه داشت

💡 2. ((وقتى مردم خانه عثمان را به محاصره خود در آوردند او روزه داشت...عثمان به حسنبن على كه كنارش نشسته بود رو كرد و گفت: برادر زاده ! تو را به خدا سوگند، بهمن بگو كه چرا از اين محل خارج نشدى ؟ زيرا من مى دانم كه پدرت چقدر به تو علاقهدارد. پس حسن بيرون رفت و به دنبالش عبدالله بن عمر نيز خارج شد.))

💡 وَ أَنْجَیْنا مُوسی‌ وَ مَنْ مَعَهُ أَجْمَعِینَ ثُمَّ أَغْرَقْنَا الْآخَرِینَ. آورده‌اند که آن روز که موسی نجات یافت و دشمن وی غرق گشت روز دوشنبه بود دهم ماه محرّم و موسی آن روز روزه داشت شکران نعمت را.

💡 و مردی سقّا را دید کی همی گفت خدای رحمت کناد بر آنک ازین آب خورد، او فراستد و بخورد گفتند نه تو روزه داشتی گفت روزه داشتم ولیکن گفتم مگر دعاء او اندر من رسد.

💡 دشمنام روزه دار آورده اند كه رسول صلى الله عليه و آله شنيد از زنى كه كنيزكى را دشنام مى داد و آنزن روزه داشت. گفت: بيا طعام بخور. گفت: يارسول الله ! من روزه دارم. گفت: چگونه روزه دارى كه كنيزك را دشنام دادى: انالصوم ليس من الطعام و الشراب (827) روزه نه از طعام و شراب است.

💡 در طول تابستان سال ۱۹۳۱، هفته‌های کاری شش روزه برای اکثر کارگران درنظر گرفته شد و یک روز استراحت مشترک به همه کارگران اختصاص یافت. کم و بیش، هر ماه میلادی پنج هفته کار شش روزه داشت.

💡 پارسايى چهل سال روزه داشت و كسى از خويش و بيگانه ندانست. چه، غذايش را مىگرفت و آن را در راه به صدقه مى داد. خانواده اش ‍ مى پنداشتند كه در بازار خورده استو بازاريان گمان مى بردند، كه در خانه خورده است.