لغت نامه دهخدا
روز قربان. [ زِ ق ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) روز عید اضحی. رجوع به اضحی و قربان شود.
روز قربان. [ زِ ق ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) روز عید اضحی. رجوع به اضحی و قربان شود.
روز عید اضحی
💡 (مترجم ) باز در همان تفسير از سعيد از امام صادق (عليه السلام ) روايت آمده كهفرمود: در عيد فطر هم تكبير هست، عرضه داشتم تكبير كه غير از روز قربان نيست،فرمود: چرا در عيد فطر هم هست، ليكن مستحب است كه در مغرب و عشاء و فجر و ظهر وعصر و دو ركعت نماز عيد گفته شود.
💡 و نيز در همان كتاب است كه بخارى (در پاروقى كتابش ) و ابو داود، ابن ماجه، ابن -جرير، ابن منذر، ابن ابى حاتم، ابو الشيخ، ابن مردويه و ابو نعيم در كتاب حليه ازابن عمر روايت كرده اند كه گفت: رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) در سالى كه بهحج رفت در روز قربان ميان جمره ها ايستاد و فرمود: اين چه روزى است ؟ گفتند روز نحر(قربان ) است فرمود: اين روز حج اكبر است.
💡 و نيز از يك نظر ديگر، يكى از آن روايات دارد: زيارت مورد بحث در ذى الحجه واقع شد،و مقصود از حج اكبر تمامى ايام حج بوده. آن ديگرى دارد: حج اكبر روز عرفه بوده.سومى دارد: روز قربان بوده. چهارمى دارد: روز يازدهم بوده. و همچنين روايتى هم داردكه اصلا آنسال ابو بكر در ذى القعده به زيارت رفت.
💡 در روز اول، ایلمارینن به شعلهها نگاه کرد و دید که فلز به شکل یک کمان پولادی با قوسی طلایی، یک میله مسی و نوکهای نقرهای درآمده است. اما کمان روح شیطانی داشت و هر روز قربانی جدیدی میخواست، بنابراین ایلمارینن آن را شکست و تکهها را به آتش انداخت.