لغت نامه دهخدا
روز داوری. [ زِ وَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) روز قیامت. روز شمار. یوم الحساب:
گوییا باور نمیدارند روز داوری
کاین همه قلب و دغل در کار داور میکنند.حافظ.
روز داوری. [ زِ وَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) روز قیامت. روز شمار. یوم الحساب:
گوییا باور نمیدارند روز داوری
کاین همه قلب و دغل در کار داور میکنند.حافظ.
روز قیامت. روز شمار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هذا نُزُلُهُمْ یَوْمَ الدِّینِ (۵۶) برین فرود آیند ایشان روز پاداش و روز داوری.
💡 باری ز لطف بر سر خاکم گذر بترس زآن روز داوری که سر از خاک بر کنم
💡 در حیرتم که اهل ستم چون کنند چون در روز داوری چوتو خود خون داوری
💡 این عید بنا به معانی مختلفی که به آن داده شده به نامهای روز داوری یا روز یادبود یا روز نواختن شوفار نیز معروف است.
💡 إِنَّ یَوْمَ الْفَصْلِ کانَ مِیقاتاً (۱۷) روز داوری هنگام اللَّه است با خلق.
💡 گوئیا باور نمیدارند روز داوری کاین همه عیب و دغل در کار داور میکنند