لغت نامه دهخدا
رودم. [ دَ ] ( صوت ) در تداول محلی، محبت کردن مادران است به اطفال. ( لغت محلی شوشتر، نسخه خطی ). از: رود ( بمعنی فرزند ) +میم ( ضمیر متصل ) ترکیب یافته است و مجموعاً معنی «فرزندم » از آن اراده میشود. رجوع به رودم رودم شود.
رودم. [ دَ ] ( صوت ) در تداول محلی، محبت کردن مادران است به اطفال. ( لغت محلی شوشتر، نسخه خطی ). از: رود ( بمعنی فرزند ) +میم ( ضمیر متصل ) ترکیب یافته است و مجموعاً معنی «فرزندم » از آن اراده میشود. رجوع به رودم رودم شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از نظر می رودم چهر دلارای حبیب کی بپاید ز پیش پای دل از پند ادیب
💡 ور در سر آن زلف پریشان رودم دل از بهر دل خسته پریشان نتوان بود
💡 گفتم: بکار عشق، مرا میدهی فریب؟ در کار شاعری رودم چون بکار دست؟!
💡 گر دین رودم در سر کار تو نگردم الا که پرستار خدایی که تو باشی
💡 اسبهائی بجنیبت رودم در موکب که بدرند دل وگوش فلک را بصهیل
💡 گرچه از رفتن او می رودم صبر و شکیب هر کجا رفت خدایا به سلامت ببرش