لغت نامه دهخدا
روح نباتی. [ ح ِ ن َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) آنچه موجب حیات و زندگانی نباتات است. ( ازناظم الاطباء ). روح نامیه. رجوع به روح نامیه شود.
روح نباتی. [ ح ِ ن َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) آنچه موجب حیات و زندگانی نباتات است. ( ازناظم الاطباء ). روح نامیه. رجوع به روح نامیه شود.
آنچه موجب حیات و زندگانی نباتات است.
💡 دگر ز باد بهاری حیاتشان دادی که رفت روح نباتی به پیکر موتی
💡 در تن مردان مزه ذاتی شده ناطقه هم روح نباتی شده