روح عقلی
لغت نامه دهخدا
روح عقلی. [ ح ِ ع َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) بگفته امام غزالی از مراتب ارواح نورانیه بشریه است و آن روحی است که بدان معانی مستخرج از حس و خیال درک میشود و آن جوهرخاص انسانی است و در چارپا و بچه وجود ندارد و مدرکات آن معارف ضروری کلی است. ( از کشاف اصطلاحات الفنون ذیل روح ). و رجوع به روح ( در اصطلاح حکمت ) شود.
فرهنگ فارسی
بگفته امام غزالی از مراتب ارواح نورانیه بشریه است و آن روحی است که بدان معانی مستخرج از حس و خیال درک میشود و آن جوهر خاص انسانی است و در چاپا و بچه وجود ندارد و مدرکات آن معارف ضروری کلی است.
جمله سازی با روح عقلی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نفس حسیت پنج در دارد روح عقلی یکی گذر دارد