لغت نامه دهخدا
رواز. [ رَ ] ( اِ ) بمعنی روار است که خدمتکار زندانیان باشد. ( برهان قاطع ) ( از آنندراج ). مصحف زَوار است. ( حاشیه برهان قاطع چ معین ). رجوع به زَوار شود.
رواز. [ رَ ] ( اِ ) بمعنی روار است که خدمتکار زندانیان باشد. ( برهان قاطع ) ( از آنندراج ). مصحف زَوار است. ( حاشیه برهان قاطع چ معین ). رجوع به زَوار شود.
بمعنی روار است که خدمتکار زندانیان باشد مصحف زوار است
💡 18 و 19 حتى در حال تنگ دستى نيز اهل انفاقند و خشم خويش را فرو مى برند. از اين رواز محبوبان ويژه خدا هستند:الّذين ينفقون فى السّرّاء و الضّرّاء و الكاظمين الغيظ...واللّه يحبّ المحسنين.(1375)
💡 رواز چلبادزه (گرجی: რევაზ ჩელებაძე؛ زادهٔ ۲ اکتبر ۱۹۵۵) بازیکن فوتبال گرجیتبار اهل اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی است.