رو افتادن

لغت نامه دهخدا

رو افتادن. [ اُ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول عامه، امری مخفی یا سِرّی نهانی آشکار شدن. پرده از عیب یا نقصی مکتوم به یک سو شدن.

فرهنگ فارسی

در تداول عامه امری مخفی یا سری نهانی آشکار شدن

جمله سازی با رو افتادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و همچنين گفتار بعضى ديگر كه گفته اند: مراد از سجده به رو افتادن بر زمين نيست،بلكه مراد خضوع است، و جميع موجودات در برابر خداى تعالى خاضعند، با اين تفاوتكه خضوع مؤ من به طوع، و خضوع، كافر به كره است، چون كافر در برابر آلام وامراض به قضاى خدا راضى نيست، و اين قول را به جبائى نسبت داده اند.

💡 از آنچه گذشت فساد گفتار بعضى از مفسرين ظاهر شد كه گفته اند: مراد از سجده،سجده معمولى و به رو افتادن بر زمين است بطورى كه پيشانى را بر زمين بگذارد، وجميع موجودات سجده مى كنند، منتهى سجده مؤ من از روى رغبت است ولى سجده كافر از روىترس از شمشير مى باشد. اين گفته را به حسن نسبت داده اند.

کصخل یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
دیشلمه یعنی چه؟
دیشلمه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز