رهانا
مترادفها
رهایی، آزادی، رستگاری
متضادها
اسیر، گرفتار
لغت نامه دهخدا
رهانا. [ رُ ] ( اِ ) راهون. رُهن. فرع آدم. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
راهون. رهن. فرع آدم
جمله سازی با رهانا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 رزلین خان (به هندی: रोजलीन खान) (متولد ۲۷, آگوست، ۱۹۸۸ در رهانا خان). یک بازیگر اهل بمبئی، هندوستان و مدل بنیاد مردمی رعایت اصول اخلاقی در برابر جانوران است. او یک مدل گلدراگ است که بعد از عکسهای پررنگ و نیمه برهنهاش به شهرت رسید. او در بالیوود حرفهای است.
💡 ای ناوک مژگان بتان از چه کمانی کز شست رهانا شده اندر جگر آیی