رهائن
مترادفها
گروگانها، اسرا
متضادها
آزادگان
لغت نامه دهخدا
رهائن. [ رَ ءِ ] ( ع اِ ) رهاین. ج ِ رهینه. ( ازمنتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). ج ِ رهینه به معنی گروی. ( آنندراج ). رجوع به رهینه شود.
جمله سازی با رهائن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 امـيـر مـؤ مـنان على (عليه السلام ) درباره اقوام پيشين مى فرمايد (ها هم رهائن القبور ومضامين اللحود): (آنها ملازم قبرها و خفته در درون لحدها هستند).
💡 هیئتهای میانجیگر تلاشهای بیوقفه خود را برای آزادی رهائن و بازگرداندن آنها به خانوادههایشان در شرایط بسیار پیچیده و حساس بینالمللی دنبال میکنند.
💡 گروههای تروریستی با گروهگیری رهائن به عنوان ابزاری برای فشار سیاسی بر دولتها، امنیت و آرامش منطقه را به شدت به خطر انداختهاند.
💡 مذاکرات دیپلماتیک طولانیمدت برای آزادی رهائن، همواره با چالشهای امنیتی و سیاسی متعددی در سطح جهانی روبرو بوده است که حل آنها دشوار است.