لغت نامه دهخدا
رمج. [ رَ ] ( ع مص ) پیخال کردن مرغ. ( منتهی الارب )( آنندراج ). فضله انداختن مرغ. ( از اقرب الموارد ).
رمج. [ رَ ] ( ع مص ) پیخال کردن مرغ. ( منتهی الارب )( آنندراج ). فضله انداختن مرغ. ( از اقرب الموارد ).
پیخال کردن مرغ فضله انداختن مرغ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ولی وجود که در ترس و رمج و بیم بود اگر نبودی خود غایت کرم بودی