رشته کش
لغت نامه دهخدا
رشته کش. [ رِ ت َ/ ت ِ ک َ / ک ِ ] ( نف مرکب ) رشته کشنده. که رشته و نخ را بکشد. || تربیت دهنده. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
رشته کشنده. که رشته و نخ را بکشد. یا ترتیب دهنده.
جمله سازی با رشته کش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 به پیوست دارای روشن ضمیر در آن رشته کش یافت فرخ امیر
💡 ازین دو گوهر جانی نکوتر ار خواهی به رشته کش گهر مدحت جهانبان را
💡 گهی پرده کش گلهای باغ انما گردم گهی رشته کش درهای درج هل اتی باشم
💡 خیاط با استفاده از یک ابزار مخصوص رشته کش، سعی داشت تا پارچههای ظریف و حساس را بدون آسیب دیدن، برای دوخت لباس آماده کند.
💡 در فرآیند تولید برخی کالاهای صنعتی، از دستگاههای رشته کش برای کشیدن و شکل دادن به مواد اولیه جهت تولید محصولات نهایی استفاده میشود.
💡 او در حین انجام کار با آن ابزار رشته کش، متوجه شد که فشار بیش از حد میتواند باعث پاره شدن ناگهانی بافت پارچه مورد نظر شود.